محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )
665
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )
خبر فرستادن معاويه اميران را به حجاز و عراق چون معاويه را مصر مسلَّم شد و ديد كه على به كوفه خاموش بنشست به هر جايى اميران بفرستاد . نخستين سپاهى كه معاويه بيرون كرد نعمان بن بشير را با دو هزار مرد به عين التّمر فرستاد . و عين التّمر شهرى است بر حدّ جزيره از سوى شام ، و آنجا على را مردى بود نام او مالك بن كعب الازدى با هزار مرد . چون سپاه نعمان از دور پديد آمد ، همه بگريختند . و آنجا حصارى بود استوار . مالك با صد مرد به حصار اندر شد ، و على را نامه كرد از نعمان و گريختن ياران و به حصار شدنش با صد تن . و از امير المؤمنين على سپاه خواست ، و على اهل كوفه را بفرمود كه برويد . هيچكس نرفت . پس مردمان را گرد كرد و خطبه كرد ، و خطبه اى فصيح گفت و اهل كوفه را بنكوهيد و بانگ برزد بر ايشان و بسيار بگفت . هر چند گفت ، كس اجابت نكرد . نعمان مالك را به حصار گرفت و يك ماه به حصار اندر بداشت . و مالك چون ديد كه كس به مدد نمىآيد ، با آن صد مرد بيرون آمد و با آن دو هزار مرد حرب كرد يك روز از بامداد تا شب و مردى بود نزديك وى نامش ، مخنف بن سليمان . آن مخنف او را پنجاه مرد فرستاد از سواران عرب از جزيرهء موصل از آن سوى شام . چون وقت نماز شام بود ، چون سواران از دور پديد آمدند ،